بسم رب الرضا

وقتی که ماه رجب شروع میشه اولین چیزی که میاد توی ذهنم اعتکافه...

البته قبلش حتما برای اعتکاف مسجد گوهرشاد اسمم را نوشتم...

وقتی رجب شروع میشه اول میگم استغفرالله و بعدش از خدا و امام رضا می خوام اسمم توی قرعه کشی در بیاد البته همیشه قبل اینکه بخوام اسم خودم در بیاد می خوام اسم رفیقام در بیاد به قول خودشون من خیلی احساساتی هستم...

شب وقتی میرم توی سایت نتیجه ی قرعه کشی را ببینم اول به صفحه ی رفیقام میرم مثل یخ سرد میشم صفحه ی رفیق بعدیم سرد تر و سرد تر بدون انگیزه صفحه ی خودم را باز میکنم 5 دقیقه ای به جمله ی

داوطلب گرامی شما در قرعه کشی برگزیده نشده اید ذل می زنم...

تا سر حد دیوونگی میرم...

با هیچ فکر و توجیه ی نمی تونم خودم را آروم کنم....

شاید توی این لحظه فقط گریه بتونه آدمو آروم  کنه....

هر چقدر فکر اعتکاف پارسال میکنم داغ تر میشم...

نه هیچ جایی توی این جهان مثل اعتکاف توی صحن گوهرشاد نمیشه شب وقتی می خوابی نگاهت به گنبده ، صبح وقتی بیدار میشی نا خداگاه چشمت به گنبد میفته...

من نه منم نه من منم....